X
تبلیغات
رایتل
فروش پکیج من پرسپولیسی ام, خرید مدل جدید پکیج من پرسپولیسی ام, خرید پکیج من پرسپولیسی ام, خرید اینترنتی پکیج من پرسپولیسی ام, خرید پستی پکیج من پرسپولیسی ام, خرید پکیج من پرسپولیسی ام, خرید اینترنتی پکیج من پرسپولیسی ام, خرید پستی پکیج من پرسپولیسی ام, قیمت پکیج من پرسپولیسی ام, مدل پکیج من پرسپولیسی ام, فروشگاه پکیج من پرسپولیسی ام, تخفیف پکیج من پرسپولیسی ام, فروش ویژه پکیج من پرسپولیسی ام, فروش انلاین پکیج من پرسپولیسی ام

مقایسه داشته‌ها و نداشته‌ها در زندگی

پنج‌شنبه 9 آذر 1396


مقایسه داشته‌ها و نداشته‌ها در زندگی
تاریخ پخش: 09/09/96
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
در خدمت برادران و خواهرانی از بهزیستی هستیم به مناسبت روز جهانی معلولین، در این چند ده سالی که صحبت کردیم دو سه بار دیگر هم این بحث شده است. هر چند سالی یکبار در این مورد صحبت شده است. امروز ما هم می‌خواهیم صحبت کنیم. اصولاً من بحث را یک مقدار توسعه می‌دهم ولو مخاطب شما هستید ولی به درد همه افراد می‌خورد. ممکن است کسی معلول نباشد اما اشکالی در ذهنش باشد که مثلاً چرا من زشت هستم؟ معلول نیستم، سالم هستم اما چرا مثل فلانی خوشگل نیستم که زود برایم خواستگار بیاید. چرا من شاگرد اول نشدم؟ چرا مثل فلانی نشدم؟ این کار به معلولین هم ندارد. باقی هم که معلول نیستند از این حرف‌ها می‌زنند. جواب من این جمله است که یک نیم دایره را فرض کنید [پای تخته می‌روند...]
1- داشته‌ها مهم نیست، هدف‌ها مهم است
یکی آن بالاست، رهبر و رئیس جمهور و وکیل و وزیر و سفیر است. تاجر است، آدم کاسب است، یکی استاد دانشگاه است، یک دانشجو معمولی است. یکی امکانات دارد آن بالاست، یکی وسط است و یکی هم پایین است. مهم نیست چه کسی کجا قرار گرفته است. مهم این است که حرکتش درست باشد. در هر شرایطی که هست صاف حرکت کند. صاف اینجا بیاید و از اینجا هم صاف اینجا برود. یعنی هدف را گم نکند. این یک هدف است و این هم یک هدف است. «کتاب الله و عترتی» این پایین است، اگر باز صاف حرکت کند، این زاویه قائمه است. اینجا باشد باز اگر صاف حرکت کند، از هرجای نیم دایره اگر هدف را گم نکند، حرکت را کج نکند زاویه قائمه است. این یک جواب کلی است.
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید 
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید

درسهایی از قرآن با موضوع پاداش الهی، افزایش ظرفیت انسانی

پنج‌شنبه 2 آذر 1396
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید

پاداش الهی، افزایش ظرفیت انسانی
تاریخ پخش: 02/09/96
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
به مناسبت افتتاح این مسجد در دانشگاه شاهد جلسه‌ی درسهایی از قرآن را برای دانشجویان عزیز و اساتید محترم انداختیم. بحث ما بحث این است که ما درس بخوانیم، اما اگر درس بخوانید، جرأت و عرضه نداشته باشید، خیلی ارزش ندارد. اگر نیم کیلو درس بخوانید، دو کیلو عرضه داشته باشید دنیا را تکان می‌دهید. اما صد کیلو علم داشته باشید و عرضه نداشته باشید فلج هستید. مملکت ما را عرضه نگه می‌دارد. علم هم می‌خواهیم، منتهی هم علم، هم هنر. هم سوزن، هم نخ! نخ و سوزن از هم جدا شود. یک مشت پژوهشگر محقق و دانشمند هستند ولی اینها هیچ منشأ تحول نمی‌توانند شوند. نظریه پردازی می‌کنند.
در مورد اینکه چطور انسان می‌تواند ظرفیت خودش را بالا ببرد، در جلسه قبل چیزهایی گفتیم، ادامه بحث قبل،[پای تخته می نویسند] موضوع: ادامه بحث قبل چه بود؟ مسأله‌ی ظرفیت و عرضه!
1- هر چه سختی بیش‌تر، پاداش بیش‌تر
یکوقت امام در مورد بنی صدر و رجایی فرمود: رجایی عقلش بیش از سوادش است، عرضه‌اش بیش از سوادش است. در مورد بنی صدر فرمود: سوادش بیش از ظرفیتش است. در مورد اینکه چه کنیم؟ چند نمونه نوشتم. نمونه سوم این است که توجه داشته باشیم که سختی‌ها بی پاداش نمی‌ماند. ببینید یک مثال بزنم. شما اگر کسی دم استخر نباشد، شیرجه می‌روید و هروقت خواستید بیرون می‌آیید. اما اگر دیدید بیرون آب دارند می‌شمارند. 21، 22، 23، 26 اگر بدانید بیرونی‌ها می‌بینند، فیلمبرداری می‌کنند و می‌شمرند، شما هرچقدر بتوانی ظرفیت خودت را بالا می‌بری که بیشتر زیر آب بمانی. چون می‌گویی: بیرونی‌ها دارند می‌شمارند.    ما اگر نماز می‌خوانیم «سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله» رکوع! خدا می‌شمرد. خوب یکبار دیگر هم بگوییم: «سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله». نماز جماعت را نباید طول داد. اما وقتی تنها نماز می‌خوانی چه عجله‌ای داری بلند شوی؟ یک مقدار طول بده. چطور زیر آب طول می‌دهی چون دارند می‌شمارند. «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ» (فجر/14)، «أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى‏» (علق، 14) نمی‌دانید خدا می‌بیند.
«إِنَّا لا نُضِیعُ» سه تا «لا نُضِیعُ» در قرآن است. «لا نُضِیعُ‏ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا» (کهف/30)، «لا نُضِیعُ‏ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ» (یوسف/56)، «لا نُضِیعُ‏ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ» (اعراف/170) یعنی اگر بدانی... ببینید یک کسی که قالی روی دوشش می‌گذارند که ببرد به یک منطقه برساند، کمرش را خم می‌کند، قالی را که روی کمرش گذاشتند، به کمرش فشار می‌آید. اما یک قالی دیگر هم گذاشتند. خوب قالی دیگر هم یک پول دیگر. قالی سوم یک پول دیگر. بداند که هرچه بارش سنگین‌تر شود مزدش بیشتر است. بدانیم مزد ما بیشتر است «لا نُضِیعُ». مزدت بیشتر است! «أفضل‏ الاعمال‏ أحمزها» (مفتاح الفلاح، ص 45) بدانیم که اگر با خدا معامله کنیم خدا چند برابر به ما می‌دهد.
سوره‌ای است به نام سوره‌ی انسان... یک صلوات بفرستید (صلوات حضار) سوره انسان جزء 29 است یا 30؟ 
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید

خط شکنی جابر در اولین اربعین

جمعه 19 آبان 1396


خط شکنی جابر در اولین اربعین
تاریخ پخش: 18/08/96
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحث غروب اربعین پخش می‌شود. کلمه‌ی اربعین سالهای قبل هم گفتم. سه عدد هست که راز درونش است. رازش را من بلد نیستم. یکی عدد هفت است. ایام هفته هفت روز است. مکه هفت بار باید طواف کرد. سنگ زدن به شیطان هفت بار است. سعی صفا و مروه هفت بار است. سوره حمد که همه باید هر روز بخوانیم هفت آیه دارد. این هفت چیست؟ نمی‌دانم.
1- رمز اعداد هفت، هفتاد و چهل
2- عدد اربعین و چهل را هم نمی‌دانم چیست. چون می‌گویند: از هر طرف چهل تا خانه همسایه است. به چهل مؤمن اگر دعا کنی دعای خودت هم مستجاب می‌شود. اگر چهل روز بر تو گذشت و نتوانستی گوشت بخوری، قرض کن و گوشت بخور و پولش را خدا می‌رساند. یعنی بیش از چهل روز نشود. هرکس چهل حدیث را حفظ کند چه مقامی دارد. خیلی، شاید خیلی خیلی است. منتهی من چون سالهای قبل گفتم دیگر ورقه‌هایم را نیاوردم. عدد اربعین هم یک رازی درونش است نمی‌دانم چیست. در همین هفت، آسمان‌ها هفت تا هست.
یکی هم مسأله‌ی 70 است. 70 هم نفهمیدم چیست. چه رازی درونش هست، نمی‌دانم. ما چیزی بلد نیستیم. ولی این ماجرای اربعین قدرت نمایی خداست. حمایت از امام حسین بعد از هزار و چهارصد سال. این چیست؟ شما حاضر هستید پول بدهید برای جد شانزدهمت یک جلسه بگیری؟ پدرت و پدربزرگت را می‌شناسی. اما پنج نسل جلو، بگوییم: نسل شانزدهم شما، نسل سی و دوم شما، نسل نهم شما کیست؟ شما حاضر هستی پول بدهی؟ نه. من پول بدهم برای نسل نهمم؟ شما برای پدربزرگت دیگر پول خرج نمی‌کنی. چطور شد بعد از 1400 سال این رقمی مردم خرج می‌‌کنند؟ ایران و عراق و باقی کشورها. حمایت بعد از 1400 سال. فوق زمان!
2- امام حسین علیه السلام، فوق مکان و زمان و مذهب
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید

برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید

مقاوم سازی جامعه در برابر خطرات و تهدیدها

شنبه 13 آبان 1396


مقاوم سازی جامعه در برابر خطرات و تهدیدها
تاریخ پخش: 11/08/96
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
در محضر مبارک عزیزانی هستیم که در پدافند غیرعامل تدبیر و تلاش می‌کنند. من آشنایی‌ام با این واژه عمیق نیست ولی اطلاعات مختصری که دارم بگویم. یکی از عزیزان می‌گفت: ما وقتی پشه می‌آید و با پیف پاف می‌کشیم، این عامل است. یکوقت با اسلحه نمی‌کشیم، خودمان که در پشه بند می‌رویم دیگر کاری از این نمی‌آید. این پشه بند غیر عامل است. گفتم: این مثل خوبی است و همه می‌فهمند. اگر با پیف پاف کشتی عامل است.
1- ساخت بناهای مقاوم در برابر زلزله و سیل
ساختمان سر هم بندی با ساختمان مقاوم، قرآن تعریف ذوالقرنین را که می‌کند، می‌گوید: ذوالقرنین سد ساخت. اما بگویم: چه سدی ساخت؟ مقاوم بود. موشک هم جلویش نبود. «أَنْ یَظْهَرُوهُ» یعنی اینقدر این بلند بود که نمی‌شد بالایش رفت. 2- «نَقْبا» (کهف/97) عربی‌هایی که می‌خوانم قرآن است. «نقبا» یعنی نمی‌شود با هیچ مته‌ای سوراخش کرد. سد ساخت هم بسیار بلند هم قابل مته، دلر نبود.
حدیث داریم کسانی که خانه می‌سازند سر هم بندی بسازند، اینها اگر خانه روی سرشان خراب شود اجری ندارند. یکبار پیغمبر ما یک مرده را دفن کرده بودند. حضرت خشت‌ها را به هم می‌چسباند مثل سقف‌های ضربی، بینش را گل می‌مالید. گفتند: یا رسول الله! این مرده است. خاک رویش بریز برود! فرمود: خدا دوست دارد هرکس هر کاری می‌کند مقاوم سازی کند. یعنی در دفن مرده هم نباید سر هم بندی کرد. باید محکم کرد. امام صادق قلمش پشت گوشش بود. ما کاشان که بودیم نجارها قلمشان را اینجا می‌گذاشتند. قلمش پشت گوشش بود. حتی من در دانشگاه به دانشجوها گفتم: یک قلم و کاغذ زیر متکای شما باشد. ممکن است قبل از خواب یک چیزی یاد شما بیاید، بگویی: عجب! صبح می‌نویسم. اما صبح یادت برود. زیر متکای شما قلم باشد. پیغمبر ما که از دنیا رفت، دیدند زیر متکایش مسواک است. مسأله مهمی است که انسان هرکاری می‌کند خوب انجام بدهد. سر هم بندی نکند. الآن در کشور ما می‌گویند: این خانه‌ها را می‌گویی بساز و بفروش است. بساز و بفروش است یعنی چه؟ یعنی خیلی مقاوم نیست.
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید
ادامه مطلب
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید

درسهایی از قرآن با موضوع توبیخ و تشویق کارگزاران نظام

پنج‌شنبه 4 آبان 1396

 توبیخ و تشویق کارگزاران نظام
تاریخ پخش: 04/08/96
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
نهج‌البلاغه برای حضرت امیر سه قسمت است، قسمت اولش، بیشتر اصول عقاید است. در مورد توحید و نبوت و معاد و اینها. وسطش 77 نامه است که امیرالمؤمنین به استاندارها گفته: این رقمی حکومت کنید. بیشتر رنگ سیاسی دارد. آخرش کلمات قصار است. موعظه و نصیحت است. عقاید، سیاست، نصیحت! در نامه‌ها یک نامه‌ای هست در مورد اینکه چه کسی را تشویق کنیم، چه کسی را توبیخ کنیم؟ چطور تشویق کنیم، چطور توبیخ کنیم، یکوقتی من یک بحثی داشتم ولی این نامه اخیراً متوجه شدم و آن نامه‌ای است که به کمیل می‌گوید. کمیل خیلی شخصیت مهمی است. همان که در دعای کمیل می‌خوانیم. ولی در حکومت رودروایسی نیست. امام فرمود: جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کمتر، نه یک کلمه بیشتر! آدم گاهی حس می‌کند جمهوری اسلامی را می‌خواهند بکشانند به سمتی که بشود جمهوری رودروایسی اسلامی! حضرت امیر بی رودروایسی! حالا کمیل را بگویم چه کسی بود که دعایش را می‌خوانیم.
1- جایگاه بالای کمیل در میان یاران امام علی علیه‌السلام

اول ایشان یک فرماندار منطقه و استانداری بوده است. یک روز حضرت امیر به کاتب خودش ابی رافع می‌گوید: ده نفر از افرادی که مورد وثوق هستند اینجا بیاور یک حرف خصوصی دارم بزنم. ابی رافع می‌گوید: ده نفر را اسم ببر. حضرت امیر فرمود: فلانی، فلانی از جمله کمیل! یعنی حضرت امیر در همه مردم ده نفر یار درجه یک داشت یکی کمیل بود. از اصحاب امیرالمؤمنین بود. از اصحاب امام حسن مجتبی هم بود. یعنی از سابقین و مقربین دو تا امام معصوم بود. جالب است که اکثر دانشمندان اهل سنت از کمیل به نیکی یاد کردند. مثلاً ابن سعد که برای 1200 سال پیش است، می‌گوید: کمیل مردی شریف و در خاندان و قبیله خود فرمانروا بود. ابن سعد هم... یعنی سنی‌ها هم ایشان را مردی فرهیخته می‌دانند. می‌خواهیم ببینیم کمیل را با این عزت حضرت امیر توبیخ می‌کند

,جواب درسهایی از قران, پاسخ درسهایی از قرآن, جواب درس هایی از قران, پاسخ درس هایی از قران, جواب درس هایی از قرآن, پاسخ درس هایی از قرآن, پاسخ درسهایی از قران, جواب درسهایی از قرآن, درسهایی از قرآن, درسهایی از قران, پاسخ سوالات درسهایی از قرآن, جواب سوالات درسهایی از قرآن, درس هایی از قران, جواب درسهایی از قران این هفته, درسهایی ازقران, درس هایی از قرآن, پاسخ سوالات درس هایی از قران, پاسخ سوالات درسهایی از قران, جواب سوالات درس هایی از قران, جواب سوالات درسهایی از قران, جواب مسابقه درسهایی از قرآن, پاسخ سوالات درس هایی از قرآن, درسهایی از قرآن جواب, پاسخ درسهایی ازقران, جواب درسهایی ازقران, سوالات درسهایی از قرآن, جواب سوالات درس هایی از قرآن, پاسخنامه درسهایی از قرآن, پاسخ درسهایی ازقرآن,

ادامه مطلب  توبیخ و تشویق کارگزاران نظام

داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید
( تعداد کل: 53 )
   1       2       3       4       5       ...       11    >>